![]() |
![]() |
|
| داستانهای کودکان - شعر - مطالب بهداشتی و مراقبتی کودک |
" شور زندگی شادی انگیز تزین هدیه کودک درونتان به شماست."
سخن گفتن در باره کودک درون یک چیز است و تجربه آ گاهانه اش چیزی دیگر.مادامی که چون طفلی خرد سال نشویم کودک درون گوشه گیرو تنها به جا خواهد ماند. مادامی که در فضای امن به حال و هوای کودک وارد نشویم کودک درون ما همچنان زخمی خواهد زیست. "ابزار مراقبت از کودک درون" نقاشی:
لوازم مورد نیاز: |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 21:24 توسط پارمیدا |
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 23:25 توسط پارمیدا |
|
|
روزي روزگاري يك گرگ بدجنس براي پيدا كردن غذا دچار مشكل شد. چون گله اي كه براي چرا به آن كوه و چمنزار مي آمد يك چوپان دلسوز و يك سگ دقيق داشت. آنها مواظب هر اتفاقي در گله بودند. گرگ گرفتار شده بود و نمي دانست چكار بكند تا اينكه يك روز اتفاق عجيبي افتاد. او يك پوست گوسفند را پيدا كرد. گرگ آنرا برداشت و بسرعت فرار كرد.
روز بعد گرگ با دقت پوست را روي خودش انداخت و خودش را به شكل يك گوسفند درآورد و هنگاميكه گله در صحرا مشغول چرا بود به ميان آنها رفت. گوسفندها متوجه وجود گرگ نشدند. يكي از بره ها به كنار او آمد گرگ ناقلا به او گفت: كمي آنطرفتر علفهاي خوشمزه تري وجود دارد و بره بيچاره به دنبال گرگ از گله دور شد. خلاصه آن روز گرگ بدجنس توانست شكار خوبي را پيدا كند.
تا مدتها گرگ به گله مي آمد و به روشهاي مختلف گوسفندان را فريب مي داد. و گوسفندها هم فريب ظاهر گرگ را مي خوردند و حرفهاي او را قبول مي كردند. اين ماجرا مدتها ادامه پيدا كرد. البته چوپان و سگ گله بعد از مدتها توانستند به علت ناپديد شدن گوسفندها پي ببرند و گرگ بدجنس را حسابي ادب كنند. ولي...ولي حيف كه يك عده گوسفند ساده گول گرگ را خورده بودند و ديگه در ميان گله نبودند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 23:6 توسط پارمیدا |
|
|
مراقبتهاي بهداشتي دوران نوزادي و شير خوارگي از بند ناف نوزاد چگونه بايد مراقبت به عمل آيد تا نوزاد دچار مشکل نشود ؟ در صورتيکه بند ناف با اشياي آلوده يا ادرار و مدفوع تماس پيدا کند . ميکروبهاي گوناگون از قسمت بريده شده ناف وارد خون نوزاد مي شود که بيماريهاي وخيم و خطرناکي ، از قبيل کزاز و يا عفونت خون را به دنبال خواهد داشت . بعد از قطع شدن بند ناف لازم است اين محل را تميز نموده ، از مواد آلوده بدور داشت . محل بند ناف بايد پانسمان شود و براي بهتر محفوظ نگهداشتن ناف بريده شده از عوامل بيماري زا ، بهتر است قدري الکل روي موضع ماليده و با دو لايه گاز استريل خشک ، پوشانيده شود مدت زمان جدا شدن بند ناف در نوزادان چند روز است ؟ مدت زمان جدا شدن بند ناف در نوزادان متفاوت است ولي معمولا حدود 7 تا 10 روز طول ميکشد . قسمت اضافي بند ناف تدريجا خشک و سياه مي شود و سپس خود به خود مي افتد و نيازي به کشيدن و دستکاري نيست نحوه مراقبت از چشم نوزاد را بيان کنيد ؟ مراقبت از چشم ها بخصوص در بدو تولد از اهميت خاصي برخوردار است . التهاب چشم نزد نوزادان به دليل تماس با باکتريهايي است که در کانال زايماني وجود دارد و به اين جهت براي پيشگيري از عفونت سوزاک بلافاصله بعد از تولد در هر چشم نوزاد يک قطره نيترات نقره چکانده مي شود . در هنگام شستشو براي نظافت چشم بايد از يک قطعه پنبه استريل که با آب جوشيده سرد شده مرطوب شده است چشم را از سمت داخل به سوي خارج تميز کرد هرگاه صلبيه چشم نوزاد قرمز يا صورتي شود نشانه چيست ؟ دليل عفونت است و بايد بلافاصله پزشک را در جريان قرار داد نحوه مراقبت از گوش نوزاد را بيان کنيد ؟ براي مراقبت از گوشهاي نوزاد فقط تميز نمودن لاله گوش و اطراف آن مجاز است و قسمتهاي داخلي مجراي گوش را نبايد دستکاري نمود . براي تميز کردن گوش يک تکه پنبه را در آب ولرم فرو کنيد و آن را فشار دهيد تا آب اضافي آن گرفته شود و با استفاده از اين پنبه مرطوب ، لاله و مجراي گوش را به آرامي تميز کنيد . هرگز با قسمت داخلي گوش کاري نداشته باشيد نحوه تميز نمودن چينهاي گردن و کشاله ران را توضيح دهيد ؟ مراقبت از چينهاي گردن و زير بغل بسيار ضروري است ، زيرا وجود رطوبت و نفوذ شير اضافي در چينهاي گردن موجب رشد عوامل ميکروبي در زير چينها شده ، باعث بروز عرق جوش در نوزاد بخصوص در فصل گرما مي گردند . بدين منظور بايد روزانه اطراف گردن و زير بغل را با يک تکه پنبه يا پارچه تميز مرطوب پاک کرده ، سپس خشک نمود . محل مربوط بايد مرتبا خشک نگه داشته شود . در صورت امکان بهتر است روزانه کودک را شستشو داد مناسبترين زمان استحمام نوزادان را با ذکر دليل بيان کنيد ؟ در ماههاي اول تولد بهترين موقع براي حمام دادن طفل ، قبل از شير خوردن و پيش از خواب مي باشد . حمام كردن نوزاد پيش از خواب به آرامش شبانه وي کمک زيادي مي کند نکاتي را که قبل از استحمام بايد رعايت کرد نام ببريد ؟ - در صورت امکان ، در اولين دفعه ، نوزاد را با حضور شخص ثالثي حمام کنيد تا اگر چيزي را فراموش کرده ايد در يافتن آن به شما کمک کند - هرگز آب گرم را قبل از آب سرد ، داخل وان يا لگن نريزيد ، زيرا اگر فراموش کرده باشيد که آب سرد به آن اضافه کنيد موجب سوختگي پوست نوزاد خواهد شد - روي ميزي که کودک را پس از شستشو در آنجا قرار مي دهيد ، تشک يا پتويي بيندازيد و روي آن مشمعي بکشيد سپس حوله را روي مشمع پهن کنيد - در زمستان ، حوله ها را قبلا روي شوفاژ يا بخاري گرم کنيد ، سپس به تهيه وسايل لازم بپردازيد روش حمام دادن نوزاد درجه حرارت آبي که براي شستشوي نوزاد به کار مي رود بايد در حدود درجه حرارت بدن باشد ، ابتدا آب سرد داخل وان يا لگن مي ريزيم و سپس آب گرم را به آن اضافه مي کنيم . نوزاد را از زير ناحيه شانه در زير بغل دست چپ طوري نگهداريد که صورت او رو به بالا باشد و گردنش در وضع راحتي قرار گيرد . سپس با انگشتان شست و سبابه دست چپ مجراي گوش نوزاد را بپوشانيد سن چه تاثيري در انتخاب کهنه دارد ؟ کهنه هاي مورد استفاده در بدو تولد تا يک ماهگي – بسته به جثه کودک از نظر اندازه بايد کوچکتر باشد زيرا حجيم بودن پوشک ، رانهاي طفل را کاملا از هم باز و گشاد نگاه داشته از طرفي در هنگام ادرار سطح بيشتري از بدن طفل را خيس ميکند . زمانيکه شير خوار بزرگتر شد بتدريج مي توانيم از پوشک بزرگتر استفاده کنيم انواع کهنه ها را نام ببريد ؟ الف ) کهنه هاي يکبار مصرف : اکثر مادران اين نوع کهنه هاي را ترجيح مي دهند البته از نظر تجارتي انواع مختلف آن بصورت پوشک با لايه لاستيکي و غير قابل نفوذ و لايه داخلي از الياف پنبه و مواد ضد حساسيت ساخته شده ولي همچنان در برخي از کودکان علايم حساسيت پوستي به صورت قرمز شدن موضع و ... ديده مي شود ب ) کهنه از جنس کتاني و نخي : اين نوع کهنه به صورت سه گوش و مستطيلي تهيه شده ، بيشتر مورد استفاده مي باشد و از نظر اقتصادي مقرون به صرفه است و ايجاد حساسيت نمي کند نکات مهم در هنگام گذاشتن کهنه چيست ؟ اولا : تراکم کهنه ها بايد در محلي باشد که در ادرار بيشتري در آن جا جمع مي شود . اين امر در نوزادان دختر و پسر متفاوت است ثانيا : تراکم کهنه ها نبايد طوري باشد که رانهاي طفل را کاملا از هم باز و گشاد نگاه مي دارد زمان تعويض کهنه را توضيح دهيد ؟ بسياري از مادران کهنه هاي طفل را قبل و بعد از شير دادن تعويض مي کنند که اين روش ايده آل است . عده اي از مادران بعد از شير دادن کهنه هاي طفل را تعويض مي کنند و به اين ترتيب هم در وقت و هم در شستن کهنه صرفه جويي مي نمايند ويژگي هاي البسه کودک را نام ببريد ؟ قابل شستشو باشد از نظر اندازه مناسب جثه کودک باشد مناسب با محيط زندگي کودک باشد قابل اشتعال نباشد ارزان ، با دوام و سبک باشد داراي طرحهاي زيبا باشد زيرا از لحاظ رواني ، در کودک تاثير مي گذارد ايجاد حساسيت نکند درجه حرارت مناسب بدن را حفظ نمايد در هنگام استفاده از اسباب بازي به چه نکاتي بايد توجه کرد ؟ حتي المقدور اسباب بازيهاي برنده و شکننده و نوک تيز را از دسترس کودک دور نگاه داريد اسباب بازيهاي فلزي و شيشه اي را هرگز در اختيار او قرار ندهيد اسباب بازي از نظر رنگ و اندازه نيز بايد متناسب سن کودک باشد اسباب بازيها بايد حتي الامکان قابل شستشو باشند تشک کودک بايد چه ويژگيهايي داشته باشد ؟ براي تختخواب کودکان ، تشک فنري توصيه نمي شود ، معمولا تشکهايي که مستقيما در روي چوب بست تخت قرار مي گيرد استفاده مي شود . اين نوع تشکها را مي توان از بازار خريداري نمود . از تشکهايي با روکش پلاستيکي نبايد استفاده کرد ، زيرا کودک روي اينگونه تشکها عرق مي کند . براي اينکه تشک ، خشک و پاكيزه باقي بماند ، مي توان روکش آن را از پارچه قابل شستشو و نفوذ ناپذير انتخاب کرد و سپس روي آن را با پارچه نخي و يا ملحفه پوشاند برگرفته از سایت : © 2002, Islamic Republic of Iran Broadcasting Website. Email: tv@irib.ir : آدرس پست الكترونيك |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 21:51 توسط پارمیدا |
|
|
سلام بیشتر بزرگترها با وجود اینکه ما کودکان را خیلی دوست دارند اما طریقه نگهداری ما رو در هنگام بروز بیماری نمیدونند و همین امر باعث میشه که دوران نقاهت ما طولانی بشه . لذا با همکاری پدرم از سایتهای مختلف مطالب پزشکی مربوط به کودکان را جمع آوری و از این ببعد در وبلاگ خودم میگذارم . امیدوارم که همیشه سالم و تندرست باشید . ( پارمیدا ) مراقبت از کودک بيمار علائمي که نشانگر کودک بيمار است وزن کم کرده است. -1 . رنگش پريده است ، دور چشمانش حلقه سياهي به وجود آمده ، نگاهش بي روح و زبانش سفيد است 2- 3- سر حال نيست در طول روز چرت مي زند و شست خود را مي مکد ، چيزهايي که در اطرافش مي گذرد برايش جالب نيست. . عصباني است و بي جهت بهانه مي گيرد -4 . اشتها ندارد و از خوردن و آشاميدن خودداري مي کند -5 . خوب شير نمي خورد -6 . رنگ بر افروخته دارد و بدنش داغ است -7 . نفس تند و صدا دار دارد -8 . دور لبها ، ناخنها و مخاط دهان او کبود شده است -9 . دست و پاها سرد شده يا مفاصل ورم دارد -10 مراقبتهاي قبل از رسانيدن کودک به پزشک 1- در ابتدا لازم است به تمام علايم بيماري از قبيل درد ، ميزان درجه حرارت بدن ، رنگ و تعداد دفعات دفع مدفوع و امثال آن به دقت توجه کنيد زيرا اين گونه علايم و همچنين شرح حال عمومي کودک از نظر پزشک معالج خيلي مهم است. 2- اگر احساس سرما ميکند با اضافه کردن چند پتو و يا پوشاندن لباس اضافه او را گرم کنيد. 3- در مواقعي که کودک استفراغ مي کند او را از طرف شکم روي زانوهايتان بخوابانيد به طوري که به طرف پايين باشد و يک ظرف جلوي دهانش بگذاريد و به پشتش بزنيد تا آنچه در دهان دارد بيرون بريزد و از ورود مواد غذايي به برونشها جلوگيري گردد. مراقبتهاي پرستاري از نوزاد و کودک بعد از معاينه پزشک مراقبتهاي عمومي 2 – مراقبتهاي ويژه -1 مراقبتهاي عمومي 1- ملحفه هاي تخت يا بستر کودک را هر روز عوض کنيد زيرا براي کودکي که بيمار است بخصوص اگر تب دارد خوابيدن در ملحفه هاي تميز بسيار آرام بخش است. . هر روز صورت ، دستها و حتما پاهاي او را بشوييد اين عمل به کودک طراوت مي بخشد و احساس راحتي مي کند - 2 3- اگر پزشک حمام کردن را منع ننموده است مي توانيد او را حمام کنيد منتهي درجه حرارت حمام حدود 23 تا 25 درجه باشد. - تا وقتي کودک تب دارد از پوشانيدن زياد او خودداري کنيد زيرا اين عمل باعث مي شود که حرارت بدن او زياد .4 . - وقتي تب قطع مي شود کودک عرق مي کند بنابراين در چنين مواردي بايد لباسهاي او را عوض کنيد تا سرما نخورد 5 . اگر پزشک رژيم غذايي خاصي را براي او منظور نمود سعي کنيد با دقت آن را انجام دهيد - 6 . هنگاميکه کودک تب دارد تا جايي که ممکن است به او مايعات بدهيد - 7 8- اگر کودک چيز بخصوصي را براي خوردن درخواست کند مي توانيد از آش ، سبزيهاي پخته ، کمپوت براي تغذيه او استفاده کنيد. 9- چنانچه کودک بيماري مسري دارد بعد از هر بار تماس با او ، دستهايتان را خوب بشوييد و در صورت امکان ضد عفوني کنيد. مراقبتهاي ويژه مراقبت از کودک بيمار بايد در ساعتهاي منظم و حساب شده و زماني که او سر حال است انجام گيرد . هر روز صبح که وي تازه از خواب بيدار شده و همچنين بعد از ظهر ها و پس از خواب نيمروزي که خستگي جسمي کودک بر طرف شده و از نظر روحي شاداب است ، به انجام مراقبتهاي ويژه پرستاري مبادرت کنيد . درجه حرارت بدن او را در اين مواقع اندازه گيري کنيد و آن را همراه ساير اطلاعاتي که پزشک را در جريان روند بهبوديش قرار ميدهد در ورقه اي ثبت نماييد. تب چيست ؟ و در چه حالتي خطرناک است ؟ در نتيجه فعاليتهاي متابوليکي بدن ، تغيير دماي بدن در شب و روز طبيعي است . اما در بيماريهاي عفوني اين تغيير بيشتر است کم آبي هم ايجاد تب مي کند . دماي طبيعي بدن در حالت سلامت و آسايش بين 3 / 36 تا 2 / 37 در نوسان است . اصطلاحا افزايش گرماي بدن بيش از 2 / 37 را در پزشکي تب مي گويند. تب اگر از 40 درجه سانتي گراد ( 104 ) فارنهايت بالاتر رود هيپرپيرکسيا گويند . تب بيش از 3 / 42 سانتي گراد ( 110 ) فارنهايت خطرناک است. شرايط پرستاري از کودک تب دار . تخت بيمار ، ملحفه و پوشش بيمار بايد تميز و سبک باشد - لباس بيمار بايد آزاد و سبک باشد. - - اتاق بيمار داراي هواي معتدل و تهويه کامل باشد و چنانچه به دستور پزشک پنجره اتاق بيمار بايد گشوده باشد. نوشيدني خنک مرتبا به بيمار داده شود.- . دهان و زبان بيمار را بايد مرتبا شستشو داد- . با اسفنج و آب سرد دست و پاي بيمار را خنک نگهداريد- . به دستور پزشک پاشويه و يا در تبهاي شديد از کمپرس ولرم براي تمام بدن استفاده نماييد - علت لرز چيست ؟ و چه هنگام تب و لرز با هم عارض مي شوند ؟ لرز نتيجه اختلال ناگهاني در مرکز تنظيم حرارت بدن است . لرز عبارت است از احساس سرماي شديد همراه با تکانهاي غير ارادي در بدن که غالبا با تب همراه مي باشد و در اکثر بيماريهاي ميکروبي و عفوني پيدا مي شود مانند پنوموني ، ذات الريه مراحل لرز احساس سرما و تکان غير ارادي : پوست سرد ، صورت کبود ، تنفس ضعيف و تند . در اين حالت تب بالا مي رود و حتي گاهي به 40 درجه مي رسد ولي بيمار حس سرما مي کند. . احساس گرماي شديد بلافاصله پس از پايان لرز که در اين حالت بيمار از گرماي ناراحت کننده اي رنج مي برد . عرق کردن : در اين مرحله پوست بدن مرطوب مي شود ، بيمار عرق فراوان ميکند . تب پايين مي آيد و نبض آرامتر ميزند مراحل مراقبت از بيمار در حال لرز در مرحله اول لرز به بيمار بايد نوشيدني داغ داده شود . به دور او پتوي گرم پيچيده تا آنکه در خود احساس گرما کند. در مرحله دوم و با حس گرما بر عکس بايد به بيمار نوشيدني خنک داد و به پيشاني او کمپرس آب ولرم گذاشت و اگر از سر درد و فشار داخل مغز رنج مي برد اصول پرستاري براي تبهاي شديد را بايد انجام داد . کودکيار بايد متوجه و آگاه باشد که زمان عرق کردن را با افراط در سرد نمودن بيمار به عقب نيندازد و در زمان عرق کردن کودکيار بايد در کنار بيمار باشد و عرقهايي که بيشتر و زودتر از پيشاني و گردن و سينه شروع مي شود خشک کند. براي تعيين درجه حرارت صحيح بيمار بايد چه شرايطي داشته باشد ؟ . بيمار در حالت استراحت کامل باشد - . بيمار را به تازگي حمام سرد و يا گرم نداده باشند يا خود او حمام نگرفته باشد - . - بيمار قبلا آشاميدني گرم و سرد ننوشيده باشد . بيمار هوشيار باشد - راههاي اندازه گيري درجه حرارت بدن الف ) زير زبان ب ) پوست ( زير بغل يا در کشاله ران ) ج ) مقعد موارد منع استفاده از دما سنج دهان - کودکان بيماران رواني - بيماران بي هوش و در حال اغما - بيماراني که به عللي از راه دهان نفس مي کشند - بيماراني که لوله اکسيژن در بيني دارند - بيماراني که دهان يا بيني آنها عمل شده است - بيماراني که بيني آنها زخم است - نبض را تعريف کنيد؟ با هر ضربان و انقباض قلب مقداري خون وارد سرخرگ آئورت مي شود که موج ضربه اي آن در تمام سرخرگها انتشار مي يابد و به سهولت مي توان آن را در سرخرگهاي نزديک به پوست ديد يا با نوک انگشتان حس کرد سه نکته اصلي که کودکيار در موقع گرفتن نبض بايد به آنها توجه داشته باشد کدامند ؟ تعداد نبض 2 – فشار نبض 3 – فاصله هاي بين نبضها يا ريتم آن-1 نبض طبيعي بايد داراي چه مشخصاتي باشد ؟ . شماره آن با سن بيمار مطابقت دارد - . فشارش متعادل است - . فاصله هاي بين نبضها يکسان و يکنواخت است - مراحل تنفس را نام ببريد ؟ - مرحله دم فرو بردن مرحله دم بر آوردن - يک مرحله کوتاه استراحت يا وقفه - عواملي که باعث تند يا کند شدن تنفس مي شود در اضطراب و ترس يا پس از ورزش و حرکات شديد - در بيماريهاي ريوي و قلبي- مسموميتهاي خوني و بيماريهاي عفوني و تب دار - اسهال- بيماريهاي عصبي و غدد ترشحه داخلي - رابطه تنفس با نبض به چه صورتي است ؟ رابطه تنفس با نبض به نسبت يک به چهار است بدين معني که در طول يک تنفس عادي چهار نبض وجود دارد. فشار خون فشار خون عبارت از نيرويي است که در اثر برخورد خون به جدار سرخرگها به وجود مي آيد . اين فشار با توجه به ميزان بازده قلب متفاوت است. فشارخون سيستولي و فشار خون دياستولي را تعريف کنيد ؟ هنگام انقباض قلب که خون به داخل سرخرگ آئورت با حداکثر فشار وارد مي شود فشار خون سرخرگي به بيشترين حد مي رسد و اين فشار را در اصطلاح پزشکي فشار سيستولي گويند . و موقعي که قلب در حال انبساط است فشار کمتر شده به حداقل مي رسد و اين فشار را فشار دياستولي مي نامند. فشار خون سرخرگي نحت تاثير چه عاملي قرار دارد ؟ مقاومت ديواره سرخرگها - حجم خون- تندي يا کندي ضربانات قلب - غلظت خون- مقاومت محيطي - مقاومت جلوي دريچه آئورت - مقاومت پشت دريچه آئورت - نظافت کودک و بيمار و حمام دادن او را در بستر پيش از تعويض ملحفه ، نظافت روزانه را از نظافت دهان و دندان كودك شروع کنيد و روزانه حداقل 2 بار وسايل مسواک کردن را در اختيارش قرار دهيد و اگر خودش قادر به انجام اينکار نبود او را ياري نماييد . دستها و صورت و پاهاي کودک را روزانه يکبار با استفاده از يک لگن آب بشوييد و با حوله خشک کنيد . براي حمام کردن نوزاد و کودک پيش از تعويض ملحفه ابتدا بايد وسايل مورد نياز را فراهم نمود . پس از فراهم کردن وسايل مورد نياز کليه لوازم اضافي روي بستر از قبيل پتو ، بالش ، ملحفه و غيره را جمع آوري کنيد و براي خيس و کثيف نشدن تشک ، يک مشمع بزرگ روي آن بکشيد و سپس لباسهاي کودک را به جز زير پوش از تنش درآوريد و يک حوله بزرگ روي بدنش بيندازيد و در زير آن زير پوشش را از بدن خارج نماييد . دستهاي او را از زير حوله بيرون بياوريد و در لگن قرار دهيد و با ليف و صابون آنها را بشوييد . سپس بالا تنه بدن را نيز با استفاده از يک حوله خيس از بالا به پايين تميز کرده و خشک نماييد . پايين تنه و پاهاي کودک را نيز مانند دستهايش با استفاده از ليف و آب داخل لگن بشوييد و خشک کنيد. طريقه دادن دارو به کودک بيمار وقتي ساعت دادن دارو به کودک فرا رسيد بايد در انجام اينکار کاملا مصمم باشيد و کودک از حالت شما که هيچ گونه ضعفي در آن ديده نمي شود متوجه گردد که تصميم شما اجتناب ناپذير است و او چاره اي جز قبول ندارد . البته اين امر به معناي کارگيري خشونت نيست و نبايد رفتاري توام با استبداد و عصبانيت داشته باشيد بايد طوري رفتار کنيد که گويي منتظر هيچ گونه واکنشي از طرف او نيستيد و با حالتي مهربان و در عين حال مصمم به او نشان دهيد که دارو را با وجود مقاومتهايش بايد بخورد. طريق استفاده از دارو الف ) خوراندن دارو با قطره چکان : نظر به اينکه کودکان کمتر از يک سال ، خودشان نمي توانند ظرف محتوي دارو را در دست بگيرند لذا براي دارو دادن به آنها از قطره چکان پلاستيکي يا شيشه اي استفاده مي شود ب ) خوراندن دارو با فنجان مدرج : به کودکان بزرگتر با اين روش مي توان دارو داد موارد منع مصرف دارو . چنانچه بر چسب ظرف محتوي دارو کنده شده باشد - . در صورتيکه تاريخ مصرف دارو گذشته باشد - . چنانچه علايم حساسيت پس از مصرف دارو در کودک ظاهر شود - . چنانچه دارويي از محفظه خود خارج گرديده است - - چنانچه پس از مصرف دارويي تغيير فيزيکي غير عادي نظير چرت زدن و گيجي و ... در کودک مشاهده نموديد ، مصرف دارو را قطع نماييد و مراتب را به اطلاع پزشک معالج برسانيد. - بعضي داروها بر وضع مزاجي کودک اثر مي گذارند ، در صورت مشاهده هر گونه اختلال مصرف دارو را قطع کرده پزشک را در جريان امر قرار دهيد. - در صورتي که دارو تغيير رنگ داده يا غلظت آن تغيير کرده است و يا زمانيکه شربت حالت دلمه يافته است نبايد مورد استفاده قرار گيرد. - اگر دارو براي کودک بيماري تجويز شده ، براي کودک ديگري که احتمال بيماري مشابه کودک اول داده مي شود نبايد مورد استفاده قرار گيرد شياف را تعريف کنيد ؟ شياف به چه منظوري گذاشته مي شود ؟ شياف نوعي از اشکال دارويي است که مخروطي شکل است و از طريق مقعد مورد استفاده قرار مي گيرد . شياف به منظور تخليه روده گذاشته مي شود. مادران براي مبارزه با بي اشتهايي کودکان هنگام بيماري چه نکاتي را بايد رعايت کنند ؟ - هيچ گاه ازدادن شير مادر به نوزاد دريغ نشود حتي در موارديکه نوزاد مبتلا به اسهال و استفراغ مي باشد مصرف حجم کافي از مايعات مخصوصا در مواقعي که کودک دچار عفونت مي باشد کاملا براي کودک ضروري است. - گاهي عفونت ها باعث خشکي دهان و لبهاي کودک شده ، اشتهاي او را کمتر مي کنند . در اين صورت بايد او را بوسيله غذاهاي نرمتر و اشتها آورتر و همچنين غذاهايي که اثر تحريکي کمتري دارند به غذا خوردن تشويق کرد. - در صورت ابتلاي نوزادان به سرخجه ، اسهال ، عفونتهاي دستگاه تنفسي و ساير بيماريهاي عفوني مهم ، بايد از غذاهاي غني از ويتامين. A استفاده شود - در طي دوره نقاهت و هنگامي که کودک در حال بهبودي است تجويز يک رژيم مناسب حاوي مقدار کافي انرژِي و پروتئين ضمن فراهم کردن امکان رشد کودک ، مواد ذخيره اي بدن کودک را نيز که در حين بيماري مصرف شده جبران ميکند. تغذيه کودک مبتلا به استفراغ کودکي که استفراغ مي کند بايد کاملا تحت مراقبت قرار گيرد . بعد از اولين استفراغ بهتر است به مدت يکي دو ساعت هيچ نوع غذايي به او داده نشود . بعد از اين مدت مي توان به کودک دو قاشق غذا خوري آب خنک داد و اگر آن را تحمل کرده و احساس گرسنگي کند بايد با فاصله 20 دقيقه يک استکان آب قند رقيق خنک به او داده شود و با فواصلي آن را تکرار کرد . دادن مقدار کم مايعات در دفعات مکرر براي جلوگيري از پر شدن روده و جلوگيري از استفراغ مجدد توصيه مي شود. تغذيه کودک مبتلا به اسهال اسهال عارضه بسيار شايع دوران شيرخواري است . براي پيشگيري از عواقب وخيم آن بايد مقدار مايعاتي را که کودک از دست داده با تجويز آب به مقدار کافي جبران کرد . پس از شروع اسهال بايد غذاي معمولي کودک را قطع کرد و مدت 8 تا 12 ساعت فقط مايعات به او داد . رژيم غذايي در ابتدا شامل آب جوشيده به صورت شربت قند رقيق خواهد بود . لزومي به قطع شير مادر نيست . اگر اسهال به صورت آبکي ادامه يابد بايد از پودر او. آر . اس استفاده شود. مراقبت از کودک مبتلا به سرخک براي پيشگيري از عوارض و بهبودي سريع بايد کودک را تا خاتمه تب ، گلو درد ، سرفه و ساير علايم در بستر نگاه داشت . رژيم غذايي خاصي براي بيمار سرخکي وجود ندارد ولي لازم است بيمار غذاهاي ساده و زود هضم خورده ، مايعات زياد بنوشد . چون چشم بيمار مبتلا به سرخک نسبت به نور حساس است اتاق او بايد تاريک باشد و نور مستقيم به چشم وي نتابد . چون بيشتر عوارض سرخک را باکتريهاي مختلف توليد مي کنند لذا پزشک براي پيشگيري از آن آنتي بيوتيک به بيمار مي دهد اين داروها را بايد در ساعت مقرر به کودکان خوراند . در مدتي که کودک سرخک دارد از تماس وي با ساير کودکان بايد جلوگيري کرد . ضمنا براي جمع کردن ترشحات مجاري تنفسي کودک بهتر است از دستمالهاي يکبار مصرف استفاده شود. براي بهبودي کودک مبتلا به سرخجه رعايت چه نکاتي ضروري است ؟ پيروي از اصول جدا سازي- رعايت بهداشت دهان و دستگاه تنفسي- دادن به موقع داورهاي لازم که پزشک تجويز کرده است - رسانيدن مايعات کافي به بدن کودک و دادن غذاي کافي - نکته بسيار مهم در اين رابطه عدم تماس خانم باردار بخصوص در سه ماهه اول بارداري با کودک مبتلاست - براي بهبودي کودک مبتلا به آبله مرغان رعايت چه نکاتي الزامي است ؟ . به دليل واگيردار بودن اين بيماري اتاق کودک را بايد جدا کرد - . گرفتن ناخنها و رعايت نظافت و بهداشت پوست براي پيشگيري از خاراندن بدن و عفونتهاي ثانوي ضروري است - . اين کودکان نياز بيشتري به مايعات دارند - . بهداشت دهان و دندان بايد رعايت شود - . براي پايين آوردن تب در اين بيماري از آسپيرين به دليل ايجاد عوارض آسپيرين استفاده نشود - نکاتي را که هنگام سرما خوردگي بايد رعايت کرد - اتاق طفل را به طور يکنواخت گرم نگاه داريد . البسه کودک را متناسب با فصل انتخاب کرده از پوشاندن بيش از حد کودک که باعث عرق کردن مي شود خودداري نماييد. . رطوبت اضافي اتاق طفل به جلوگيري از انسداد بيني کمک مي کند - - تجمع ترشحات بيني باعث انسداد و گرفتگي آن مي شود و ممکن است كودك را در موقع شير خوردن از پستان مادر يا فنجان به شدت ناراحت سازد لذا با استفاده از محلول نمکي استريل بيني او را پيش از تغذيه بايد شستشو داد. - کودک را تحت درمان پزشک قرار دهيد و در صورت تجويز پزشک از قطره بيني و شربت سرفه طبق دستور استفاده نماييد. . دادن مايعات کافي براي جبران کمبود آب بدن و ادامه شير مادر بسيار موثر است - برنامه صحيح مراقبت از کودکان مبتلا به سياه سرفه خوراندن شير به مقدار کم پس از هر بار استفراغ - دادن مايعات کافي به کودکان براي جبران کمبود آب بدن- مصرف بموقع و منظم داروهاي طفل- مرطوب نگه داشتن هواي اتاق- تامين هواي آزاد و پاک - - نظافت و بهداشت شخصي از کودک مبتلا به آنفولانزا چگونه بايد مراقبت کرد ؟ . واکسن ميکروب ضعيف شده اين بيماري براي کودکان مبتلا به بيماريهاي مزمن و سرطان ضروري است - . مايعات کافي به کودک خورانده شود - . بيمار تحت درمان پزشک قرار گيرد - - استراحت در بهبودي سريع طفل بسيار موثر است . لذا در موسسات شبانه روزي سعي شود کودک در بستر نگهداري شود و از اجتماع کودکان براي برنامه هاي دسته جمعي جلوگيري به عمل آيد. . کليه لوازم و وسايل کودک جدا نگهداري و ضد عفوني گردد - برگرفته از : © 2002, Islamic Republic of Iran Broadcasting Website. Email: tv@irib.ir : آدرس پست الكترونيك |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 22:40 توسط پارمیدا |
|
|
آرش کمانگیر برف مي بارد؛ برف مي بارد به روي خار و خاراسنگ. كوه ها خاموش، دره ها دلتنگ، راه ها چشم انتظار كارواني با صداي زنگ... بر نمي شد گر ز بام كلبه ها دودي، يا كه سوسوي چراغي گر پيامي مان نمي آورد، ردِّ پاها گر نمي افتاد روي جاده ها لغزان، ما چه مي كرديم در كولاكِ دل آشفته ي دم سرد؟ آنك، آنك كلبه اي روشن، روي تپه، روبه روي من... در گشودندم. مهرباني ها نمودندم. زود دانستم، كه دور از داستان خشم برف و سوز، در كنار شعله ي آتش، قصه مي گويد براي بچه هاي خود عمو نوروز، « ... گفته بودم زندگي زيباست. گفته و ناگفته، اي بس نكته ها كاينجاست. آسمان باز؛ آفتاب زر؛ باغ هاي گل؛ دشت هاي بي در و پيكر؛ سر برون آوردن گل از درون برف؛ تاب نرم رقص ماهي در بلور آب؛ بوي عطر خاك باران خورده در كهسار؛ خواب گندم زارها در چشمه ي مهتاب؛ آمدن، رفتن، دويدن؛ عشق ورزيدن؛ در غم انسان نشستن؛ پا به پاي شادماني هاي مردم پاي كوبيدن؛ كار كردن، كار كردن؛ آرميدن؛ چشم انداز بيابان هاي خشك و تشنه را ديدن؛ جرعه هايي از سبوي تازه آبِ پاك نوشيدن؛ گوسفندان را سحرگاهان به سوي كوه راندن؛ هم نفس با بلبلان كوهي آواره خواندن؛ در تله افتاده آهوبچگان را شيردادن و رهانيدن؛ نيم روز خستگي را در پناه دره ماندن؛ گاه گاهي، زيرِ سقفِ اين سفالين بام هاي مه گرفته، قصه هاي درهم غم را ز نم نم هاي باران ها شنيدن؛ بي تكان گهواره يِ رنگين كمان را در كنار بام ديدن؛ يا، شب برفي، پيشِ آتش ها نشستن، دل به رؤياهاي دامن گير و گرمِ شعله بستن... آري، آري، زندگي زيباست. زندگي آتش گهي ديرنده پابرجاست. گر بيفروزيش، رقص شعله اش در هر كران پيداست. ورنه، خاموش است و خاموشي گناه ماست.» پيرمرد، آرام و با لبخند، كنده اي در كوره ي افسرده جان افكند. چشم هايش در سياهي هاي كومه جست وجو مي كرد؛ زير لب آهسته با خود گفت وگو مي كرد: « زندگي را شعله بايد برفروزنده؛ شعله ها را هيمه سوزنده. جنگلي هستي تو، اي انسان! جنگل، اي روييده آزاده، بي دريغ افكنده روي كوه ها دامان، آشيان ها بر سرانگشتان تو جاويد، چشمه ها در سايبان هاي تو جوشنده، آفتاب و باد و باران بر سرت افشان، جان تو خدمت گرِ آتش... سربلند و سبز باش، اي جنگلِ انسان! « زندگاني شعله ميخواهد»، صدا سرداد عمو نوروز، شعله ها را هيمه بايد روشني افروز. كودكانم، داستان ما ز آرش بود. او به جان خدمت گزار باغ آتش بود. روزگاري بود؛ روزگار تلخ و تاري بود. بخت ما چون روي بد خواهان ما تيره. دشمنان برجان ما چيره. شهرِ سيلي خورده هذيان داشت؛ بر زبان بس داستان هاي پريشان داشت. زندگي سرد و سيه چون سنگ؛ روزِ بدنامي، روزگار ننگ. غيرت اندر بندهاي بندگي پيچان؛ عشق در بيماري دل مردگي بي جان. فصل ها فصلِ زمستان شد، صحنه ي گلگشت ها گم شد، نشستن در شبستان در شبستان هاي خاموشي، مي تراويد از گلِ انديشه ها عطر فراموشي. ترس بود و بال هاي مرگ؛ كس نمي جنبيد، چون بر شاخه برگ از برگ. سنگر آزادگان خاموش؛ خيمه گاه دشمنان پرجوش. مرزهاي مُلك، همچو سرحدّات دامن گسترانديشه، بي سامان. برج هاي شهر، همچو باروهاي دل، بشكسته و ويران. دشمنان بگذشته از سرحدّ و از باور... هيچ سينه كينه اي در بر نمي اندوخت. هيچ دل مهري نمي ورزيد. هيچ كس دستي به سوي كس نمي آورد. هيچ كس در روي ديگر كس نمي خنديد. باغ هاي آرزو بي برگ؛ آسمان اشك ها پربار. گرم رو آزادگان در بند؛ روسپي نامردمان در كار... انجمن ها كرد دشمن؛ رايزن ها گردِ هم آورد دشمن؛ تا به تدبيري كه در ناپاك دل دارند، هم به دست ما شكستِ ما برانديشند. نازك انديشان شان، بي شرم،- كه مباداشان دگر روزِ بهي در چشم،- يافتند آخر فسوني را كه مي جستند... چشم ها با وحشتي در چشم خانه هر طرف را جست وجو مي كرد؛ وين خبر را هر دهاني زيرِ گوشي بازگو مي كرد. « آخرين فرمان، آخرين تحقير... مرز را پروازِ تيري مي دهد سامان! گر به نزديكي فرود آيد، خانه هامان تنگ، آرزومان كور... ور بپرّد دور، تا كجا؟ ... تا چند؟ ... آه! ... كو بازوي پولادين و كو سرپنجه ي ايمان؟» هر دهاني اين خبر را بازگو مي كرد؛ چشم ها،بي گفت و گويي، هر طرف را جست و جو مي كرد.» پيرمرد، اندوهگين، دستي به ديگر دست مي ساييد. از ميان دره هاي دور، گرگي خسته مي ناليد. برف روي برف مي باريد. باد بالش را به پشتِ شيشه مي ماليد. « صبح مي آمد – پيرمرد آرام كرد آغاز، - پيشِ روي لشكر دشمن سپاهِ دوست؛ دشت نه، دريايي از سرباز... آسمان الماسِ اخترهاي خود را داده بود از دست بي نفس مي شد سياهي در دهان صبح؛ باد پر مي ريخت روي دشت باز دامن البرز. لشكر ايرانيان در اضطرابي سخت دردآور، دو دو و سه سه به پچ پچ گرد يكديگر؛ كودكان بر بام، دختران بنشسته بر روزن، مادران غمگين كنارِ در. كم كَمَك در اوج آمد پچ پچ خفته. خلق، چون بحري برآشفته، به جوش آمد؛ خروشان شد؛ به موج افتاد؛ برش بگرفت و مردي چون صدف از سينه بيرون داد. « منم آرش، - چنين آغاز كرد آن مرد با دشمن؛ - منم آرش، سپاهي مردي آزاده، به تنها تير تركش آزمون تلختان را اينك آماده. مجوييدم نسب، - فرزند رنج و كار؛ گريزان چون شهاب از شب، چو صبح آماده ي ديدار. مبارك باد آن جامه كه اندر رزم پوشندش؛ گوارا باد آن باده كه اندر فتح نوشندش. شما را باده و جامه گوارا و مبارك باد! دلم را در ميان دست مي گيرم و مي افشارمش در چنگ، - دل، اين جام پر از كينِ پر از خون را؛ دل، اين بي تاب خشم آهنگ... كه تا نوشم به نامِ فتح تان در بزم؛ كه تا كوبم به جام قلب تان در رزم! كه جامِ كينه از سنگ است. به بزم ما و رزم ما، سبو و سنگ را جنگ است. درين پيكار، در اين كار، دل خلقي است درمشتم، اميد مردمي خاموش هم پشتم. كمان كهكشان در دست، كمان داري كمان گيرم. شهاب تيزرو تيرم؛ ستيغ سربلند كوه مأوايم؛ به چشم آفتاب تازه رس جايم. مرا تير است آتش پر؛ مرا باد است فرمان بر. وليكن چاره را امروز زور و پهلواني نيست. رهايي با تن پولاد و نيروي جواني نيست. در اين ميدان، بر اين پيكان هستي سوز سامان ساز، پري از جان ببايد تا فرو ننشيند از پرواز.» پس آن گه سر به سوي آسمان بركرد، به آهنگي دگر گفتار ديگر كرد: « درود، اي واپسين صبح، اي سحر بدرود! كه با آرش تو را اين آخرين ديدار خواهد بود. به صبح راستين سوگند! به پنهان آفتاب مهربار پاك بين سوگند! كه آرش جان خود در تير خواهد كرد، پس آنگه بي درنگي خواهدش افكند. زمين مي داند اين را، آسمان ها نيز، كه تن بي عيب و جان پاك است. نه نيرنگي به كار من، نه افسوني؛ نه ترسي در سرم، نه در دلم باك است.» درنگ آورد و يك دم شد به لب خاموش. نفس در سينه ها بي تاب مي زد جوش. « ز پيشم مرگ، نقابي سهمگين بر چهره، مي آيد. به هر گام هراس افكن، مرا با ديده ي خون بار مي پايد. به بال كركسان گرد سرم پرواز مي گيرد، به راهم مي نشيند، راه مي بندد؛ به رويم سرد مي خندد؛ به كوه و دره مي ريزد طنين زهرخندش را، و بازش باز مي گيرد. دلم از مرگ بي زار است؛ كه مرگ اهرمن خو آدمي خوار است. ولي، آن دم كه ز اندوهان روانِ زندگي تار است؛ ولي، آن دم كه نيكي و بدي را گاه پيكار است؛ فرو رفتن به كام مرگ شيرين است. همان بايسته ي آزادگي اين است. هزاران چشم گويا و لب خاموش مرا پيك اميد خويش مي داند. هزاران دست لرزان و دل پرجوش گهي مي گيردم، گه پيش مي راند. پيش مي آيم. دل و جان را به زيورهاي انساني مي آرايم. به نيرويي كه دارد زندگي در چشم و در لبخند، نقاب از چهره ي ترس آفرين مرگ خواهم كند.» نيايش را، دو زانو بر زمين بنهاد. به سوي قله ها دستان ز هم بگشاد؛ « برآ، اي آفتاب، اي توشه ي امّيد! برآ، اي خوشه ي خورشيد! تو جوشان چشمه اي، من تشنه اي بي تاب. برآ، سرريز كن، تا جان شود سيراب. چو پا در كام مرگي تندخو دارم، چو در دل جنگ با اهريمني پرخاش جو دارم، به موج روشنايي شست و شو خواهم؛ ز گل برگ تو، اي زرينه گل، من رنگ و بو خواهم. شما، اي قله هاي سركش خاموش، كه پيشاني به تندرهاي سهم انگيز مي ساييد، كه بر ايوان شب داريد چشم انداز رؤيايي، كه سيمين پايه هاي روز زرين را به روي شانه مي كوبيد، كه ابر آتشين را در پناه خويش مي گيريد؛ غرور و سربلندي هم شما را باد! اميدم را برافرازيد، چو پرچم ها كه از باد سحرگاهان به سر داريد. غرورم را نگه داريد، به سان آن پلنگاني كه در كوه و كمر داريد.» زمين خاموش بود و آسمان خاموش. تو گويي اين جهان را بود با گفتار آرش گوش. به يال كوه ها لغزيد كم كم پنجه ي خورشيد. هزاران نيزه ي زرّين به چشم آسمان پاشيد. نظر افكند آرش سوي شهر، آرام. كودكان بر بام؛ دختران بنشسته بر روزن؛ مادران غمگين كنار در؛ مردها در راه. سرود بي كلامي، با غمي جان كاه، ز چشمان بر همي شد با نسيم صبح دم هم راه. كدامين نغمه مي ريزد، كدام آهنگ آيا مي تواند ساخت، طنين گام هاي استواري را كه سوي نيستي مردانه مي رفتند؟ طنين گام هايي را كه آگاهانه مي رفتند؟ دشمنانش، در سكوتي ريشخند آميز، راه وا كردند. كودكان از بام ها او را صدا كردند، مادران او را دعا كردند. پيرمردان چشم گرداندند. دختران، بفشرده گردن بندها در مشت، همرهِ او قدرت عشق و وفا كردند. آرش، امّا همچنان خاموش، از شكاف دامن البرز بالا رفت. وز پي او، پرده هاي اشك پي در پي فرود آمد.» بست يك دم چشم هايش را عمو نوروز، خنده بر لب، غرقه در رؤيا. كودكان، با ديدگان خسته و پي جو، در شگفت از پهلواني ها. شعله هاي كوره در پرواز، باد در غوغا. « شام گاهان، راه جوياني كه مي جستند آرش را به روي قله ها، پي گير، بازگرديدند، بي نشان از پيكر آرش، با كمان و تركشي بي تير. آري، آري، جان خود در تير كرد آرش. كار صدها صد هزاران تيغه ي شمشير كرد آرش. تير آرش را سواراني كه مي راندند بر جيحون، به ديگر نيم روزي از پي آن روز، نشسته بر تناور ساق گردويي فرو ديدند. و آنجا را، از آن پس، مرزِ ايران شهر و توران بازناميدند. آفتاب، در گريز بي شتاب خويش، سال ها بر بام دنيا پا كشان سر زد. ماهتاب، بي نصيب از شبروي هايش، همه خاموش، در دل هر كوي و هر برزن، سر به هر ايوان و هر در زد. آفتاب و ماه را درگشت سال ها بگذشت. سال ها و باز، درتمام پهنه ي البرز، وين سراسر قله ي مغموم و خاموشي كه مي بينيد، وندرون دره هاي برف آلودي كه مي دانيد، رهگذرهايي كه شب در راه مي مانند نام آرش را پياپي در دل كهسار مي خوانند، و نياز خويش مي خواهند. با دهان سنگ هاي كوه آرش مي دهد پاسخ. مي كندشان از فراز و از نشيب جاده ها آگاه؛ مي دهد اميد، مي نمايد راه.» در برون كلبه مي بارد. برف مي بارد به روي خار و خاراسنگ. كوه ها خاموش، دره ها دل تنگ. راه ها چشم انتظار كارواني با صداي زنگ... كودكان ديري است در خوابند، در خواب است عمو نوروز. مي گذارم كنده اي هيزم در آتش دان. شعله بالا ميرود پرسوز... (سياوش کسرايي) |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 15:15 توسط پارمیدا |
|
|
سلام این داستان را هدیه میکنم به مامان فاطمه ی عزیزم که بیش از همه کس و همه چیز اونو دوست دارم . ( دخترت پارمیدا ) بله، داستان از اين قرار است . که يک روز پسر کوچولو ما پيش مادرش که در آشپزخانه سرگرم پخت و پز بود، رفت و نامه ايکه برايش نوشته بود به او داد . مادر ، پس از خشک کردن دستهايش با پيش بند ، نامه راخواند . مضمون نامه چنين بود : براي اصلاح چمن 500 تومان براي مرتب کردن اطاقم در طول هفته 1000 تومان براي رفتن به فروشگاه جهت خريد براي شما 1000 تومان براي نگهداري از برادر کوچک به هنگام خريد شما 1000 تومان براي خالي کردن ظرف آشغال 500 تومان براي دريافت برگ صد آفرين از معلم 1000 تومان براي تميز کردن حياط و بيل زدن باغچه 1000 تومان ----------------------------------------------------------------------------------------------------------- کل بدهي 6000 تومان بقيه ماجرا از اين قرار است که مادر به پسرش ، که منتظر جواب ايستاده بود ، نگاهي انداخت ، و پسر ، به نظرم ، در صدد خواندن افکار وخاطراتي بود که از ذهن مادر خطورميکرد . پس از لحظه اي ، مادر قلم را برداشت ، نامه اي را که پسرش نوشته بود برگرداندو مطالب زير را روي آن نوشت : براي نه ماه حمل تو ، توايکه در درون من رشد ميکردي ، مجاني . براي تمامي آن شبهايي که کنار تو بيدار نشستم ، از تو پرستاري کردم وبراي سلامتي تو دعا کردم ، مجاني ، براي تمامي روزهاي سخت ، واشکهايي که در ساليان دراز مسبب آنها بودي ، مجاني ، وقتيکه همه اينهارا روي هم جمع کني ، هزينه عشق و علاقه من به تو ، مجاني ، براي تمام شبهايي که سرشار ازبيم وهراس بود ، و براي تمامي آن نگراني هايي که ميدانستم در سر راهمان خواهد بو د . مجاني . براي اسباب بازيها ، غذاها ، لباسها ، و حتي براي پاک کردن دماغت ، پسرم ، مجاني . و وقتي که همه اينهارا روي هم جمع کنيم ، هزينه کل عشق واقعي ، مجاني . بله ، دوستان ، وقتي پسرک خواندن همه اين چيزهايي را که مادرش برايش نوشته بو د به پايان رساند ، دانه هاي درشت اشک از گونه هايش پائين چکيد . سپس ، صاف درچشمان مادرش نگريست و گفت : مامان ، باور کن که دوستت دارم . و سپس قلم را به دست گرفت و با خطي درشت زير دست خط مادرش نوشت : کل مبلع دريافت شد . |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 15:14 توسط پارمیدا |
|
|
فرشته ي يک کودک
کودکي که آماده ي تولد بود، نزد خدا رفت و از او پرسيد:« مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد؛ اما من به اين کوچکي و بدون هيچ کمکي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟ » خداوند پاسخ داد:« از ميان بسياري از فرشتگان، من يکي را براي تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تو نگهداري خواهد کرد. » اما کودک هنوز مطمئن نبود که مي خواهد برود يا نه. - اينجا در بهشت، من کاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها براي شادي من کافي هستند. خداوند لبخند زد:« فرشته ي تو برايت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهي کرد و شاد خواهي بود.» کودک ادامه داد:« من چطور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند وقتي زبان آنها را نمي دانم؟ » خداوند او را نوازش کرد و گفت:« فرشته ي تو، زيباترين و شيرين ترين واژه هايي را که ممکن است بشنوي، در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد که چگونه صحبت کني. » کودک با ناراحتي گفت:« وقتي مي خواهم با شما صحبت کنم، چه کنم؟ » خداوند براي اين سئوال هم پاسخي داشت:« فرشته ات دست هايت را کنار هم مي گذارد و به تو ياد مي دهد که چگونه دعا کني. » کودک سرش را برگرداند و پرسيد:« شنيده ام در زمين انسان هاي بدي هم زندگي مي کنند. چه کسي از من محافظت خواهد کرد؟ » خداوند پاسخ داد:« فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتي اگر به قيمت جانش تمام شود. » کودک با نگراني ادامه داد:« اما من هميشه به اين دليل که ديگر شما را نميتوانم ببينم، ناراحت خواهم بود. » خداوند لبخند زد و گفت:« فرشته ات هميشه درباره ي من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد مرا خواهد آموخت؛ گرچه من همواره در کنار تو خواهم بود. » در آن هنگام بهشت آرام بود، اما صداهايي از زمين شنيده مي شد. کودک مي دانست که بايد بزودي سفرش را آغاز کند. او به آرامي يک سئوال ديگر از خداوند پرسيد:« خدايا! اگر بايد همين حالا بروم، لطفاً نام فرشته ام را به من بگوييد. » خداوند شانه ي او را نوازش کرد و پاسخ داد:« نام فرشته ات اهميتي ندارد. به راحتي مي تواني او را مادر صدا کني. » مادر خوبم همیشه دوستت دارم ( پارمیدااندیشه ) |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 15:13 توسط پارمیدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام . اسم من پارمیداست و سه ساله هستم و این وبلاگ را با همکاری پدرم ایجاد کرده ام .
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته سوم مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
داستان دانستنیهای پزشکی کودکان |
| پیوندها |
|
دنیای نو |
|
RSS
|