تبليغاتX
کودکستان - مجانی
داستانهای کودکان - شعر - مطالب بهداشتی و مراقبتی کودک

سلام

این داستان را هدیه میکنم به مامان فاطمه ی عزیزم که بیش از همه کس و همه چیز اونو دوست دارم .

( دخترت پارمیدا )

 

بله، داستان از اين قرار است . که يک روز پسر کوچولو ما پيش مادرش که در آشپزخانه سرگرم پخت و پز بود، رفت و نامه ايکه برايش نوشته بود به او داد . مادر ، پس از خشک کردن دستهايش با پيش بند ، نامه راخواند . مضمون نامه چنين بود :

 

براي اصلاح چمن 500 تومان

براي مرتب کردن اطاقم در طول هفته 1000 تومان

براي رفتن به فروشگاه جهت خريد براي شما 1000 تومان

براي نگهداري از برادر کوچک به هنگام خريد شما 1000 تومان

براي خالي کردن ظرف آشغال 500 تومان

براي دريافت برگ صد آفرين از معلم 1000 تومان

براي تميز کردن حياط و بيل زدن باغچه 1000 تومان

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

کل بدهي 6000 تومان

 

بقيه ماجرا از اين قرار است که مادر به پسرش ، که منتظر جواب ايستاده بود ، نگاهي انداخت ، و پسر ، به نظرم ، در صدد خواندن افکار وخاطراتي بود که از ذهن مادر خطورميکرد . پس از لحظه اي ، مادر قلم را برداشت ، نامه اي را که پسرش نوشته بود برگرداندو مطالب زير را روي آن نوشت :

براي نه ماه حمل تو ، توايکه در درون من رشد ميکردي ، مجاني .

براي تمامي آن شبهايي که کنار تو بيدار نشستم ، از تو پرستاري کردم وبراي سلامتي تو دعا کردم ، مجاني ،

براي تمامي روزهاي سخت ، واشکهايي که در ساليان دراز مسبب آنها بودي ، مجاني ،

وقتيکه همه اينهارا روي هم جمع کني ، هزينه عشق و علاقه من به تو ، مجاني ،

براي تمام شبهايي که سرشار ازبيم وهراس بود ، و براي تمامي آن نگراني هايي که ميدانستم در سر راهمان خواهد بو د . مجاني .

براي اسباب بازيها ، غذاها ، لباسها ، و حتي براي پاک کردن دماغت ، پسرم ، مجاني .

و وقتي که همه اينهارا روي هم جمع کنيم ، هزينه کل عشق واقعي ، مجاني .

بله ، دوستان ، وقتي پسرک خواندن همه اين چيزهايي را که مادرش برايش نوشته بو د به پايان رساند ، دانه هاي درشت اشک از گونه هايش پائين چکيد . سپس ، صاف درچشمان مادرش نگريست و گفت : مامان ، باور کن که دوستت دارم . و سپس قلم را به دست گرفت و با خطي درشت زير دست خط مادرش نوشت : کل مبلع دريافت شد .

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 15:14  توسط پارمیدا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام . اسم من پارمیداست و سه ساله هستم و این وبلاگ را با همکاری پدرم ایجاد کرده ام .

نوشته های پیشین
هفته سوم مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
آرشیو موضوعی
داستان
دانستنیهای پزشکی کودکان
پیوندها
دنیای نو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

http://www.picture-newsletter.com/birth/nadia.jpg